ب - اجرای برنامه ؛
اکنون که مرحله برنامه ریزی را پشت سر گذاردیم باید به اجرای آن برنامه پرداخت. اجرای برنامه در برگیرنده فعالیت های متعددی در کتابخانه ها است. از انتخاب و سفارش مواد کتابخانه ای گرفته تا سازماندهی و آماده سازی آن. در واقع این فعالیت ها بخش عملیاتی کار ما را تشکیل می دهند.
ب – 1 . انتخاب و سفارش
در قسمت انتخاب و سفارش کتابخانه های آموزشگاهی، کتابدار باید به چند نکته بسیار مهم توجه کند. نخست هدف از جمع آوری مجوعه، برای کتابخانه است. همان گونه که پیشتر نیز گفته شد هدف کتابخانه آموزشگاهی در واقع ایفای نقش در فرایند سواد اطلاعاتی است. لذا توجه به این نکته که مواد خریداری شده تنها کمکی برای فرایند سواد پایه ای نباشند ضروری است. به طور حتم دانش آموز در سر کلاس درس مطالب مهم و کلی را می آموزد و تنها زمانی به کتابخانه خواهد آمد که سئوالی فراتر از مطالب درسی در ذهن وی ایجاد شده باشد.
دوم آن که لاز م است کتابدار در نوع مواد انتخابی دقت فراوانی را مبذول دارد. با توجه به توسعه نقش مواد دیداری ــ شنیداری در فرایند سواد پایه ای و حتی اطلاعاتی انتخاب این نوع مواد در اولویت قرار دارد. البته بدیهی است در نظر داشتن امکانات پخش این گونه مواد، شیوه نگهداری و آرشیو آنان و همچنین هزینه نگهداری دستگاه ها نیز مد نظر است. در باب مواد چاپی نیز باید تلاش شود بهترین و مرغوبترین نوع آن تهیه گردد تا بر اثر ازدیاد استعمال سریع از بین نرود.
نکته سوم به محتوای مواد انتخابی بر می گردد. این مرحله دقت و تجربه بالای کتابدار و مشورت با متخصصین موضوعی را می طلبد. گو این که، چه در فرایند سواد پایه ای و چه در فرایند سواد اطلاعاتی، محتوای مواد حکم راهنما و دستنامه را دارد و لذا دقت در انتخاب مواد پر محتوا کمک شایانی در روند این دو فرایند می کند. کتابدار می تواند از طریق مشورت با متخصصان موضوعی به نقاط ضعف و قدرت مواد انتخابی دست یابد. مطالعه نقد و نظرهای منتشره در مطبوعات نیز راهگشاست. البته در کشور ما چون حجم این گونه انتشارات بالا نیست کتابدار با صرف اندکی وقت، خود می تواند به غور و بررسی در مواد انتخابی بپردازد و تصمیم گیری کند. وی باید در این بررسی هدف اصلی کتابخانه آموزشگاهی در دو فرایند سواد آموزی را ( ارایه اطلاعات اولیه و کلی / ارایه اطلاعات برای تکمیل مطالب درسی ) مد نظر داشته باشد. ضمن آن که لازم است کتابدار میان محتوای مواد برای سواد آموزان پایه ای و سواد آموزان اطلاعاتی تفاوت قایل شود. به طور مثال بهتر است در کنار تهیه خواندنی های ساده یا کتاب های مصور برای سوادآموزان پایه ای، دایرة المعارف ها یا کتاب های پیشرفته تر نیز تهیه گردد. یا در تهیه مواد به مصور بودن آنان توجه کند.
حال بهتر است نقش انواع کتابخانه ها در روند سواد آموزی را بررسی نماییم. بدیهی است انتظاراتی که از یک کتابخانه آموزشگاهی یا عمومی درباره سواد آموزی می رود متفاوت از انتظاراتی است که از یک کتابخانه دانشگاهی یا کتابخانه ملی هر کشوری در همان موضوع می رود. لذا بیشتر بحث را به کتابخانه های آموزشگاهی و عمومی اختصاص خواهیم داد.
1- کتابخانه های آموزشگاهی؛
کتابخانه های آموزشگاهی در واقع نهادی موازی در آموزشگاه ها ( مدارس، موسسات آموزشی آزاد و موسسات آموزش عالی ) است که با هدف کمک به فهم بهتر مطالب درسی، و تهیه منابع و مواد کمک آموزشی برای دانش آموزان و اساتید ( سواد اطلاعاتی) پدید آمده است. در این بحث مراد ما از کتابخانه آموزشگاهی همان کتابخانه های مدارس رسمی است و نه موسسات آموزش آزاد و عالی. کتابخانه های آموزشگاهی در برخی کشورها نه تنها منابع کمک درسی را برای دانش آموزان فراهم می نماید، بلکه با تحقیق درباره علایق و سلایق دانش آموزان، برای آنان منابعی در زمینه مورد علاقه شان تهیه کرده و در اختیار آنان قرار می دهد ( نمونه؛ ایالات متحده آمریکا، ژاپن، نروژ ). در برخی دیگر کتابخانه ها تنها به تهیه منابع کمک درسی محدودی می پردازند و وظیفه دیگری برای آن ها تعریف نشده است (نمونه؛ ایران، افغانستان ).
تا اینجای کار وظایف کتابخانه های آموزشگاهی تنها منحصر به اعضای رسمی آن، یعنی دانش آموزان یا اساتید بود. اما این کتابخانه چه نقشی در سواد آموزی غیر اعضای خود دارد؟ چه نقشی در گسترش و تحکیم سواد اعضای خود دارد؟
پاسخ به سئوال نخست اندکی دشوار است. کتابخانه های آموزشگاهی چون به طور معمول زیرمجموعه نهاد آموزشی دیگری هستند از لحاظ برنامه ریزی و تصمیم گیری در باب اجرای آن استقلال چندانی ندارند. اما با همین محدوه تعریف شده نیز می تواند کمک های شایانی به فرایند سواد پایه ای و اطلاعاتی کند. در این قسمت به بررسی برنامه ریزی در امر سواد آموزی در کتابخانه های آموزشگاهی می پردازیم.
الف – برنامه ریزی؛
کتابخانه آموزشگاهی در فرایند سواد پایه ای و اطلاعاتی غیر اعضا مراحل دشواری را پیش رو دارد. در این مرحله لازم است به کلیه امکانات کتابخانه یعنی بودجه، نیروی انسانی، فضا و زمان لازم برای اجرای برنامه توجه شود. این امر نیازمند شناخت مناسب و دقیق کتابدار از اوضاع کلی کتابخانه و سازمان مادر ( مدارس ) است. البته نباید از نظر دور داشت که بررسی جامعه نیازمند به سواد در محدوده جغرافیایی کتابخانه نیز اهمیت خاصی دارد. برای رسیدن به این شناخت کتابدار می تواند از آمارهای رسمی و گاه غیر رسمی کمک گیرد. همچنین تماس با سازمان های دیگری که متولی این امرند نیز کمک شایانی به کتابدار می کند که در قسمت تبلیغات به آن بیشتر خواهیم پرداخت.
کار کتابدار درباره تحکیم سواد اعضای خود ساده تر است. او می تواند با مراجعه به سوابق تحصیلی هر فرد و یا تنظیم فرم پرسشنامه به اطلاعاتی در باره آنان برسد. پرسشنامه بهتر است تا حد امکان ساده و بدون سوگیری تنظیم گردد و طرح آن در سر کلاس درس صورت گیرد. بدین ترتیب اطلاعات مربوط به هر کلاس و پایه به طور جداگانه در اختیار کتابدار قرار دارد. البته نباید فراموش کرد ایجاد جلسات توجیهی برای خانوانده ها و توجیه آنان، هم اطلاعات بیشتر و بهتری به کتابدار می دهد و هم موجب جذب حمایت های مالی و غیرمالی خانواده ها برای اجرای برنامه می شود.
امروز در باب مسئله ای خواهم نوشت که گمان می کنم یکی از مسائل مهم مرتبط با رشته کتابداری در ایران است.
پیش از هر چیز لازم است در باب مفهوم سواد، که در این سری مطالب به کار خواهد رفت، نکاتی را گوشزد کنم. سواد در این مطالب متضمن دو معنا است؛ نخست، سواد به معنی شناخته شده آن یعنی علم به خواندن و نوشتن که از آن با عنوان سواد پایه ای یاد خواهد شد. دوم، سواد در مفهوم گسترده آن یعنی تحکیم و توسعه سواد پایه ای، که از آن با عنوان سواد اطلاعاتی یاد خواهد شد. کتابخانه ها در فرایند سواد پایه ای نقش اصلی را ندارند اما در فرایند سواد اطلاعاتی از بازیگران اصلی محسوب می گردند.
البته در نگاه نخست سواد و سواد آموزی جزو وظایف اولیه یک کتابدار نیست و نهاد های دیگر در جامعه عهده دار آن می باشند. اما اگر اندکی در ریشه های بیسوادی و کم سوادی در ایران دقت کنیم متوجه می شویم که این مسئله در حال حاضر گریبانگیر کتابخانه های کشور ما شده است، بنابراین سواد و سواد آموزی به کتابدار هم مرتبط می شود.
به نظر شما یک کتابخانه ( که از نظر رانگاناتان همانند یک واحد زنده و پویا می باشد ) با چه عنصری حیات می یابد و ادامه حیات می دهد؟ بودجه؟ نیروی انسانی کارآمد؟ مدیریت متخصص؟ منابع روزآمد؟
اما نظر شخصی من غیراز این ها است. « مراجعه کننده » توانایی ایجاد حیات و ادامه آن را به کتابخانه ها در سراسر جهان می دهد. بدیهی است مراجعه کننده زمانی به کتابخانه مراجعه می نماید که نیاز اطلاعاتی داشته باشد و درصدد رفع آن باشد. قطعا انسان بیسواد یا کم سواد نیاز اطلاعاتی چندانی در خود نمی یابد و اگر هم بیابد با استفاده از راه های دیگری مانند تجربه اندوزی یا انتقال شفاهی در صدد رفع آن برمی آید. پس افزایش تعداد افراد باسواد در نهایت به نفع کتابخانه است و موجب ادامه حیات آن می گردد.
با این پیش زمینه امروزه کتابداران و در راس آنان مدیران ارشد و تصمیم گیرنده در امور کتابخانه ها نباید بیش از این به این امر مهم بی توجهی نشان دهند. البته بحث تنها در کمیت سواد و سواد آموزی نیست و نمی توان با خلاصه کردن چند نمودار و آمارهای دولتی به روند سوادآموزی در ایران دل خوش کرد. در باب روش های سوادآموزی توسط کتابخانه ها و کمیت و کیفیت آن در قسمت بعدی صحبت خواهیم کرد.
هنگامی که کتابخانه ها در ایران خود را از این روند به طور کامل کنار کشیدند و تمامی بار مسئولیت را بر دوش نهضت سوادآموزی گذاردند ( که به حق زحمات فراوانی را متحمل می شود اما مشخص است که یک دست صدا ندارد ) ، در واقع تیرخلاص به سوی حیات خود شلیک کردند. کتابخانه در کشورهای توسعه نیافته ای مانند ایران تنها منحصر به دانشگاه و وزارتخانه های دولتی ــ آن هم به شکلی ناقص ــ نیست.
اگر کتابخانه را انسانی فرض کنیم، کتابخانه های آموزشگاهی مانند قلب تپنده این اندامواره، کتابخانه های عمومی بازوان آن، کتابخانه های دانشگاهی به مانند پاهای آن و کتابخانه ملی در حکم مغز آن را دارد. و لازم به یادآوری نیست که چنین اندامواره ای را غذایی لازم است که همان مراجعه کننده است. در هر قسمتی از آن خللی ایجاد گردد کل نظام اندامواره مختل خواهد شد.
این اندامواره اکنون در حال کماست و اگر فکر مناسبی برای آن نکنیم بهتر است ازهم اکنون در اندیشه برگزاری مراسمی محترمانه برای تشیع جنازه آن باشیم!