در این نوشته می خواهم تا نخستین پرسش را مطرح سازم و سپس به دنبال پاسخی مناسب برای آن، به بررسی جنبه های مختلف این موضوع بپردازم.
هدف و مبنای پی ریزی این برنامه درسی از سوی مسئولان به راستی چیست؟ تربیت یک کتابدار و اطلاع رسان به طور عام ؟ برطرف نمودن نیاز بازار کار؟ و یا ایجاد یک رشته برای افزایش تعداد دانشجویان؟!
اجازه بدهید به گونه ای واقع بینانه به موضوع نگاه کنیم. به طور طبیعی، هدف نخستین از ایجاد و گسترش یک رشته در سطح آموزش عالی در یک جامعه، تامین نیروی مورد نیاز برای بازار کار آن رشته است. البته این خود، مستلزم آن است که بازارکاری برای رشته مورد نظر وجود داشته باشد و در مرحله بعد این بازار کار، نیاز به نیروی متخصص و آموزش دیده را احساس کند.
همین جا توقفی می کنیم؛ آیا به طور کلی در جامعه ای مانند ایران، بازارکاری ــ به مفهوم اخص کلمه یا فابل فیاس با معیارهای جهانی ــ برای رشته کتابداری و اطلاع رسانی وجود دارد؟ بازارکاری به معنای آن که مانند یک الگوی رایانه ای دارای نظام برون داد و درون داد باشد؟ نظر شخصی بنده این است که چنین بازارکاری در ایران وجود خارجی دارد، اما به شکلی ناقص و مجهول. البته بدیهی است که هنگامی می توانیم یک الگو را « نظام » بنامیم که وظایف مربوط به خود را به شکل صحیح و با کمترین میزان خطا انجام دهد. به عنوان نمونه، اگر هر سال 100 فارغ التحصیل کتابداری و اطلاع رسانی داشته باشیم، به طور طبیعی باید چیزی بیش از 70 فرصت شغلی ( متناسب با تخصص آن ها ) برای این فارغ التحصیلان پدید آید. در حالی که ناگفته پیداست حتی ایجاد 10 فرصت شغلی متناسب با تخصص فارغ التحصیل رشته کتابداری و اطلاع رسانی در ایران، جزو عجایب و محالات است. پس ناچارم از گفته خود دست بکشم و اعتراف کنم که چنین بازاراکاری برای رشته کتابداری و اطلاع رسانی وجود خارجی ندارد.
اکنون متوجه شدیم حتی اگر در پشت این برنامه ریزی ، هدف والایی همچون تامین نیاز بازارکار وجود داشته باشد به دلیل عدم وجود صورت مسئله، خود به خود بیهوده و بدون استفاده است. اما این دیدگاه بدبینانه راه حل مناسبی برای ما نیست. نمی توان به بهانه این که بازارکار مناسبی برای فارغ التحصیلان وجود ندارد، برنامه ریزی نکرد یا برنامه های قبلی را اصلاح نکرد. یکی از انتقادات وارد بر فارغ التحصیلان این رشته از سوی صاحبان کار، ضعف در مهارت های تخصصی ــ به ویژه مهارت های مربوط به رایانه و اینترنت، مهارت های مربوط به مراجع الکترونیکی، فهرستنویسی الکترونیکی و ... ــ است که موجب بی میلی آنان در استفاده از این نیروها می گردد. با افزایش میزان مهارت و تخصص دانشجویان رشته کتابداری و اطلاع رسانی، می توان به گونه ای غیرمستقیم بر میزان تقاضای بازارکار اثر گذاشت. این کار در درجه نخست وابسته به نوع برنامه ریزی و دروسی است که برای دانشجویان پیش بینی می گردد. پس اکنون می توانیم کل مسئله را به صورت زیر فرموله کنیم؛
تغییرات مثبت و مستمر در برنامه ریزی = افزایش مهارت های تخصصی دانشجو = افزایش تقاضای بازارکار برای استفاده از این دانشجویان = نزدیک شدن به هدف اصلی برنامه ریزی آموزشی
فصلنامه اطلاع یابی و اطلاع رسانی تغییر وضعیت انتشار داد.این مجله از شماره آینده به صورت ماهنامه منتشر می گردد، لذا اطلاعیه ذیل را برای علاقه مندان این مجله منتشر نموده است که بنده نیز نسخه ای از آن را در اختیار خوانندگان قرار می دهم؛
ماهنامه اطلاع يابي و اطلاع رساني افتخار دارد تا براي شماره پنجم و ششم خود پذيراي اخبار، مطالب و مقاله هاي شما در موضوع هاي مورد بحث خود باشد. لذا كليه عزيزان علاقمند مي توانند مطالب خود را ، از طريق پستي و يا مراجعه به وب سايت نشريه و همچنين آدرس ايميل ذكر شده ذيل آن ارسال نمايند. در ارسال مطالب رعايت و توجه به موارد ذيل ضروري است:
- رعايت اصول اوليه مقاله نويسي براي مقالات تاليفي
- حجم مطالب براي مقالات تاليفي و آثار ترجمه از 15 صفحه بيشتر نباشد و در صورت امكان مطالب همراه با تصاوير مربوطه باشد.
- حداكثر مهلت ارسال آثار براي شماره پنجم نشريه، مورخه 15/12/86 است.
- مبلغي بعنوان كمك هزينه تهيه مطالب درنظر گرفته شده است كه ميزان آن براي هر صفحه متن ترجمه شده ، بين دو هزار تا سه هزار تومان و براي هر صفحه متن تاليفي بين سه الي چهارهزارتومان است.
- مبلغ مذكور پس از چاپ نشريه به مطالبي كه حجم آنها بيش از سه صفحه باشد ، تعلق مي گيرد.
- صحت مطالب و مقالات ارسالي به نشريه ،برعهده نويسندگان آنهاست. ضمناً نشريه در پذيرش يا عدم پذيرش و يا اصلاح متون آزاد است.
- ارسال متن انگليسي مقالات ترجمه شده ضروري است.
-
نوشتن این مطلب برای خود بنده اهمیت فراوانی دارد. بارها و بارها عزم خود را جزم کرده بودم تا در این باره بنویسم، اما هر بار به دلیلی این مسئله به تعویق می افتاد. سرانجام با خود عهد کردم روزی که درس خود را به پایان رساندم، نوشتن آن را آغاز کنم تا هم با تجربه ای بیشتر به این مسئله بپردازم و هم از دیدگاه یک شخص ثالث ــ و نه در بطن جریان ــ به این موضوع بنگرم.
بر طبق برگه ای که در ابتدای ورودم به دانشگاه، همراه چندین برگه دیگر به هر یک از ما دادند سرفصل های درسی رشته کتابداری و اطلاع رسانی در مقطع کارشناسی عبارت است از؛
ــ درسهای عمومی ( شامل معارف اسلامی، زبان عمومی، تربیت بدنی و ... )
ــ درسهای تخصصی کتابداری ( شامل مجموعه سازی ها، سازماندهی ها، مرجع شناسی ها، کارآموزی ها و ... )
ــ درسهای پایه کتابداری ( شامل روانشناسی عمومی و اجتماعی، تاریخ ادبیات ایران و جهان، متون تخصصی زبان خارجه و ... )
ــ درسهای تخصصی کتابداری / انتخابی ( شامل شیوه های مطالعه، آشنایی با صنعت چاپ و نشر و ... )
ــ درسهای موضوعی و غیرکتابداری ( شامل حقوق، اقتصاد، مبانی کامپـیوتـر، جغرافیای شهری و روستاشناسی و ... )
در مجموع یک دانشجوی کتابداری برای اخذ مدرک کارشناسی باید 138 واحد درسی را از میان این سرفصل ها پشت سر گذارد. البته این اطلاعات فقط شامل سرفصلی است که بنده از دانشگاه آزاد اسلامی در اختیار دارم و طبعا اطلاعی از سرفصل دروس دیگر دانشگاه ها در سراسر ایران ندارم. اما به دلیل آن که در یک رشته وابسته به علوم انسانی، دروس مشترک فراوانی وجود دارد پس به ناچار فرض را بر یکسان بودن دروس ذکر شده در تمامی دانشگاه ها گرفتم. امیدوارم اگر خطایی در این نوشته مشاهده کردید به اطلاع بنده هم برسانید تا به رفع یا اصلاح آن اقدام نمایم.
حال به عنوان مقدمه چند پرسش را که مدت ها ست به گونه ای جدی ذهن مرا مشغول خود ساخته است مطرح می کنم. آیا به راستی وظیفه یک دانشجوی کتابداری تنها فراگیری این دروس است؟ آیا با گذراندن این دروس می توان به وی لقب کارشناس را داد؟ به غیر از دروس عمومی، بقیه دروس تا چه حد و اندازه ای به تربیت یک کتابدار آگاه و به تبع آن به رشد و پیشرفت کتابخانه ها کمک می کنند؟ تاثیر متقابل این دروس بر یکدیگر تا چه حد است؟ و پرسش نهایی آن که به واقع، ساختار کلی سرفصل های درس کتابداری بر چه مبنا و هدفی پی ریزی شده است؟
البته این سئوالات، مشت نمونه خروارند. بسیاری از آنان را مطرح نکردم تا در جای خود طرح شوند و شاید پاسخی مناسب برایشان یافت گردد. هدف از این نوشته نقد بی رحمانه و غیرمنطقی نیست، تنها در پی آنم تا با نشان دادن واقعیت وضع موجود هشداری در مورد وضعیت کنونی و آینده رشته کتابداری داده باشم مگر آن که دل اربابان مروت به رحم آید و فکر چاره ای کنند !