تبليغاتX
کتابنامه - گفتاری در باب دروس رشته کتابداری در ایران (2)
هر وبلاگی را خواننده ای است و هر خواننده ای را وبلاگی...
 

در این نوشته می خواهم تا نخستین پرسش را مطرح سازم و سپس به دنبال پاسخی مناسب برای آن، به بررسی جنبه های مختلف این موضوع بپردازم.

 

هدف و مبنای پی ریزی این برنامه درسی از سوی مسئولان به راستی چیست؟ تربیت یک کتابدار و اطلاع رسان به طور عام ؟ برطرف نمودن نیاز بازار کار؟ و یا ایجاد یک رشته برای افزایش تعداد دانشجویان؟!

اجازه بدهید به گونه ای واقع بینانه به موضوع نگاه کنیم. به طور طبیعی، هدف نخستین از ایجاد و گسترش یک رشته در سطح آموزش عالی در یک جامعه، تامین نیروی مورد نیاز برای بازار کار آن رشته است. البته این خود، مستلزم آن است که بازارکاری برای رشته مورد نظر وجود داشته باشد و در مرحله بعد این بازار کار، نیاز به نیروی متخصص و آموزش دیده را احساس کند.

همین جا توقفی می کنیم؛ آیا به طور کلی در جامعه ای مانند ایران، بازارکاری ــ  به مفهوم اخص کلمه یا فابل فیاس با معیارهای جهانی ــ برای رشته کتابداری و اطلاع رسانی وجود دارد؟ بازارکاری به معنای آن که مانند یک الگوی رایانه ای دارای نظام برون داد و درون داد باشد؟ نظر شخصی بنده این است که چنین بازارکاری در ایران وجود خارجی دارد، اما به شکلی ناقص و مجهول. البته بدیهی است که هنگامی می توانیم یک الگو را « نظام » بنامیم که وظایف مربوط به خود را به شکل صحیح و با کمترین میزان خطا انجام دهد. به عنوان نمونه، اگر هر سال 100 فارغ التحصیل کتابداری و اطلاع رسانی داشته باشیم، به طور طبیعی باید چیزی بیش از 70 فرصت شغلی ( متناسب با تخصص آن ها ) برای این فارغ التحصیلان پدید آید. در حالی که ناگفته پیداست حتی ایجاد 10 فرصت شغلی متناسب با تخصص فارغ التحصیل رشته کتابداری و اطلاع رسانی در ایران، جزو عجایب و محالات است. پس ناچارم از گفته خود دست بکشم و اعتراف کنم که چنین بازاراکاری برای رشته کتابداری و اطلاع رسانی وجود خارجی ندارد.

اکنون متوجه شدیم حتی اگر در پشت این برنامه ریزی ، هدف والایی همچون تامین نیاز بازارکار وجود داشته باشد به دلیل عدم وجود صورت مسئله، خود به خود بیهوده و بدون استفاده است. اما این دیدگاه بدبینانه راه حل مناسبی برای ما نیست. نمی توان به بهانه این که بازارکار مناسبی برای فارغ التحصیلان وجود ندارد، برنامه ریزی نکرد یا برنامه های قبلی را اصلاح نکرد. یکی از انتقادات وارد بر فارغ التحصیلان این رشته از سوی صاحبان کار، ضعف در مهارت های تخصصی  ــ  به ویژه مهارت های مربوط به رایانه و اینترنت، مهارت های مربوط به مراجع الکترونیکی، فهرستنویسی الکترونیکی و ... ــ است که موجب بی میلی آنان در استفاده از این نیروها می گردد.  با افزایش میزان مهارت و تخصص دانشجویان رشته کتابداری و اطلاع رسانی، می توان به گونه ای غیرمستقیم بر میزان تقاضای بازارکار اثر گذاشت. این کار در درجه نخست وابسته به نوع برنامه ریزی و دروسی است که برای دانشجویان پیش بینی می گردد. پس اکنون می توانیم کل مسئله را به صورت زیر فرموله کنیم؛

تغییرات مثبت و مستمر در برنامه ریزی = افزایش مهارت های تخصصی دانشجو = افزایش تقاضای بازارکار برای استفاده از این دانشجویان = نزدیک شدن به هدف اصلی برنامه ریزی آموزشی

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 15:27  توسط مانی فرسایی  |