« چند وقت پیش به عنوان مراجعه کننده به کتابخانه ... رفتم. آن چنان برخورد بدی با من شد که عطای کتابخانه را با وجود منابع بی نظیريش، به لقايش بخشيدم و با عصبانيت آنجا را ترك كردم. واقعا نمي دونم به اين كتابدارها ياد نمي دند كه با مراجعه كننده چه برخوردي داشته باشه؟... »
اين ها حرف هاي يكي از دوستان بود كه به صورت نقل به مضمون در بالا آوردم. حالا، حال و روز بنده را در بعد از سخنان ايشان نظر بگيريد. واقعا چه جوابي بايد به ايشان مي دادم تا اين تصور چركين و كثيف از كتابدار را از ذهن ايشان بزدايد ؟!
درد و دل ايشان واقعيت دارد. واقعيت هم به صورت كادو پيچ شده به انسان ها عرضه نمي گردد، بلكه با شديدترين ضربه ممكن، به صورت انسان برخورد مي كند !
اين مسئله انگيزه اي شد تا در گفتاري كوتاه به بحث اخلاق حرفه اي در كتابداري بپردازم، بحثي كه خوشبختانه امروزه به تدريج جاي خود را در ميان مباحث كتابداري باز مي كند
صحبت كردن در باب مسائلي كلي به مانند اخلاق در وهله نخست سهل و آسان به نظر مي آيد. اما پس از اينكه اندكي در اين گونه مسائل پيش رويم، ناگاه با چالش هايي بس عظيم روبرو مي گرديم.
نخستين چالشي كه پديد مي آيد سئوال از چيستي و ماهيت اخلاق حرفه اي است. شايد بهتر اين است كه اين سئوال را بي پاسخ بگذاريم و تنها به ذكر اين نكته اكتفا كنيم كه مي توان ( و نه صددرصد) اخلاق حرفه اي را مجموعه اي از راهبردهاي عقلايي و روانشناختي براي بهبود عملكرد در محيط كار معرفي كرد.
بدين گونه مي توان به تعدادي از اين راهبردها اشاره كرد، بي آن كه در وادي اندرزگويي و پند دهي افتاد؛
۱- حق با مراجعه كننده / مشتري است؛ باور بفرماييد كه اين يك شعار نيست! كافي است چند روزي اين رويه را در پيش بگيريد تا از واكنش هاي مثبت مراجعه كنندگان / مشتريان ( بسته به نوع ديدگاه مديريت، افرادي كه به كتابخانه وارد مي شوند يا در دسته مراجعه كننده قرار دارند يا در دسته مشتريان. در مورد دسته اول معادله سود و زيان بر پا نيست اما در مورد دوم كتابخانه مانند يك نهاد تجاري است كه بر پايه سود و زيان كار مي كند. به طور حتم رعايت اصل مورد نظر براي كتابخانه هاي دسته دوم، جداي از بالا بردن مقام و شأن آن،از نظر تجاري نيز سود بخش است ) نهايت استفاده را ببريد. به طور حتم خود شما نيز تمايلي به استفاده از يك كتابخانه با كتابداراني بدخلق و طلبكار ! را نداريد
۲- به كار خود ايمان داشته باشيد؛ اگر حس مي كنيد كه شما براي اين كار مناسب نيستيد يا حتي اين كار در حد و شأن و شما نيست، چرا با اصرار بر ماندن در چنين محيطي هم موجب آزار و اذيت مراجعين مي شويد و هم روح خود را مي خوريد ؟!
۳- اصل را بر بي اطلاعي مراجعه كننده بگذاريد؛ لحظه اي چشمان خود را ببنديد و تصور كنيد در يك كتابخانه تخصصي مربوط به سازمان ناسا قرار داريد، شما مي خواهيد يك مقاله كوتاه درباره سوخت موشك هاي فضا پيما بنويسيد. در ضمن اين نخستين باري است كه پا به كتابخانه گذاشته ايد و از سازوكار كتابخانه احتمالا به اندازه فرمول هاي سوخت موشك هاي قاره پيما خبر داريد. دوست داريد كه شخصي كه به عنوان كتابدار در پشت ميز قرار گرفته است چه برخوردي با شما داشته باشد ؟!!
۴- منابع كتابخانه خود را بشناسيد؛ اگر يك كتابدار آگاه از منابع موجود اطلاع داشته باشد و مرتب در جريان به روزرساني آنها قرار گيرد، ديگر لزومي ندارد تا وقت خود و مراجعه كننده را براي يافتن منابع درخواستي وي، تلف كند
۵- منابع كتابخانه اي براي استفاده اند؛ فراموش نكنيد كه يك كتابخانه با هدف استفاده از آن به وجود مي آيد، پس به چه دليل مانع استفاده مراجعه كنندگان از اين منابع مي شويد ؟!
۶- مهرباني و لبخند را فراموش نكنيد؛ نيازي به توضيح نيست ... !!