امروز صبح، خبري را در وبلاگ « خاطرات روابط عمومي ايراني » خواندم كه داغ دلم را تازه كرد.
خبر، مانند هميشه، بد بود و نشانگر غفلت ما كتابدران از چيزهاي آشنا...
خبري بود از دو عزيز زحمتكش، از دوستداران واقعي كتاب، مرحوم صفيالله نخعي و جناب آقاي حسين عارفي. خبر را ميتوانيد در اينجا بخوانيد.
اگر خبر را خوانديد اندكي درنگ كنيد. آيا واقعا اين است حق فرزندان اين آب و خاك؟! آيا كار ما كتابداران تنها منحصر به شركت در همايشهاي بينالمللي و ملي ميشود؟ آيا كار ما كتابداران نگارش مقالههايي پرطمطراق در باب فلان ِ ديجيتال و بهمان سنجي در عصر انفجار اطلاعات است؟!
روي سخنم با شما است دوست عزيز كتابدار، اگر هم ناراحت ميشوي بشو! ولي حداقل خوب و عميق به سئوالات بالا فكر كن.
فراموش نكنيم يكايك مردم اين سرزمين، كودك و نوجوان، مرد و زن به ياري شما در امر ترويج كتابخواني نياز دارند. پس ترا به هر چه قبول داريد دست از اين بازيهاي مسخره برداريد و به فكر پايه و اساس كار باشيد.